هانکه مورت-ورشتگ برای اولین بار در سال 2021 به کرونا مبتلا شد. این باعث شد که او به شدت بیمار شود و تب شدیدی داشته باشد تا اینکه نفسش به قدری تنگ شد که با آمبولانس او را بردند و مجبور به اکسیژن رسانی کردند. او چندین روز در بیمارستان بستری بود و به مرور زمان شروع به کار برای بهبودی خود کرد. این اتفاق با بازیها و شروعهای زیادی رخ داد. در ابتدا، یک دقیقه روی دوچرخه ورزشی خیلی زیاد بود.» بعدها مشخص شد که اولین علامت PEM، بدتر شدن شکایات پس از فعالیت فیزیکی یا ذهنی است. دومین علامت خیلی زود آمد…
مثل دستشویی در رختخواب
وقتی برای معاینه به بیمارستان آمد، باید تست ورزش می داد تا ببیند وضعیتش چگونه است. بعد از آن هرگز نباید این را از من می پرسیدند. بعد از آن به سختی می توانستم راه بروم یا بایستم، کاملا خسته شده بودم. تقریباً در اتاق انتظار ترسیدم. آنها به معنای واقعی و مجازی از من در آنجا مراقبت کردند و با دکستروز و آبگوشت به من کمک کردند. بعد از دو ساعت نقاهت به سمت خانه حرکت کردم که این کار هم به انرژی زیادی نیاز داشت. نتیجه یک شکست بزرگ بود. من یک هفته مثل یک دستشویی در رختخواب دراز کشیدم. آنها واقعاً متوجه نشدند که با آن آزمایش چه می کنند. و نه من.»
سیگنال ها
در این مرحله، هانکه همچنان به طور کامل درگیر فرآیند ادغام مجدد خود بود. او سعی کرد دوباره گام های کوچکی بردارد تا کار خود را به عنوان معلم از سر بگیرد. «از صرف چای خوردن با مدیریت یا همکاران، تا نیم ساعت نشستن در کلاس و به تدریج ساختن چیزی. حتی در آن زمان، من اغلب بعد از آن از مرزهایم فراتر می رفتم، دقیقاً به این دلیل که خیلی می خواستم به سر کار برگردم. اگر بیش از حد انجام داده باشم، بلافاصله متوجه آن در انرژی، تمرکز و حافظه خود می شوم و به احتمال زیاد تحریک می شوم. علاوه بر این، من بد می خوابم. البته این به بهبودی من کمک نمی کند.»
کمک و پشتیبانی
در این بین، Hanneke نیز موفق به یافتن پشتیبانی C شده است. او میگوید که در آنجا نه تنها گوش شنوا، تشخیص و درک - که برای او خوب بود - بلکه اطلاعات مفیدی نیز پیدا کرده است. "آنها به من اشاره کردند که من مستحق مراقبت های بهبودی هستم، در روند توانبخشی مشارکت کردم و نکات عملی ارائه کردند. C-support همچنین به من گفت که PEM شامل چه چیزی است و اصل ضربان را توضیح داد. بنابراین اکنون میدانم که چرا آرامش، دقت و تدریجی بودن کلیدواژههای مهمی برای من هستند و نباید دائماً محدودیتهایم را زیر پا بگذارم. زیرا این در واقع نتیجه معکوس دارد.»
عود دائمی
پس از اولین عفونت، او تصمیم می گیرد واکسن بزند، اما این نیز به دنبال عود بیماری است. با این حال، در سال 2022، او برای دومین بار به کووید-19 مبتلا شد. این بار در بیمارستان نرفتم، اما دوباره تب شدیدی گرفتم و دوباره احساس خیلی بدی داشتم. از آن زمان به بعد به سطح قبل از عفونت دوم برنگشتم. و متأسفانه به نظر نمی رسد که دیگر چنین اتفاقی بیفتد.» هانکه اکنون در تلاش است تا دوباره ادغام شود، اما واقعیت این است که او معمولاً حتی انرژی راه رفتن سگ، شستن ظرف ها یا رفتن به خرید را ندارد. "خوشبختانه ما دو دختر بزرگ داریم که از همه اینها مراقبت می کنند، اما مطمئناً شما این را نمی خواهید."
روی آنچه هنوز ممکن است تمرکز کنید
هانکه اخیرا رد شد و رسما اخراج شد. که هنوز درد دارد. من عاشق کار با کودکان نوپا بودم و هنوز هم هر روز دلم برای آن تنگ می شود. در ابتدا برای بهبودی همه چیز را امتحان کردم، از گفتار درمانی و فیزیوتراپی گرفته تا روان درمانی و طب سوزنی. اگرچه من فیزیو بسیار خوبی داشتم که واقعاً با درک و سیاست کار می کرد، اما اکنون این کار را نیز متوقف کرده ام. هر دو دیدیم که راکد است. اکنون سعی می کنم روی کارهایی که هنوز می توانم انجام دهم تمرکز کنم. من واقعاً عاشق دوچرخه سواری و پیاده روی بودم، اما اخیراً تصمیم گرفتم یک اسکوتر متحرک بخرم، تا بتوانم دوباره به جنگل بروم و دوباره بتوانیم با تمام خانواده کاری انجام دهیم. حتی آنقدر انرژی میگیرد که هانکه گاهی اوقات مجبور میشود تصمیم بگیرد دیگر نیاید، زیرا بعد از آن هنوز باید آشپزی کند.
مشورت و توزین
اجمالاً این است که هر روز سنجیدن و سنجیدن آنچه ممکن است و ممکن نیست. هانکه هر چه بهتر مرزهای خود را می شناسد و از آن محافظت می کند، اگرچه این شامل آزمون و خطا نیز می شود. گاهی اوقات من آگاهانه از مرزهایم عبور می کنم، مانند هنگام خداحافظی با مادرشوهر فوت شده ام. چون خیلی دوست داشتم آنجا باشم، حساب میکنم که باید روزها یا حتی هفتهها از آن خلاص شوم. بعد یک ویلچر ترتیب دادیم که مجبور شدم کمتر راه بروم. مردم با شوک به سراغ من آمدند، زیرا آن زمان است که متوجه می شوند پس از کووید چه می تواند با شما بیاورد. بالاخره شما نمی توانید آن را از ما ببینید.»
مثل بومرنگ
«حتی وقتی فکر میکنم چیزی خوب پیش میرود، اغلب مثل بومرنگ به من برمیگردد. به عنوان مثال، هفته گذشته من یک ساعت و نیم را پشت کامپیوتر گذراندم و اظهارنامه مالیاتی خود را تهیه کردم. من مجبور شدم دوباره برای آن هزینه زیادی بپردازم. من یک هفته کاملاً ویران شده بودم، کل سیستم من واقعاً مختل شده بود و به شدت بیش از حد تحریک شده بود. سپس متوجه می شوید که بدن شما واقعاً شکسته است و این هر بار بسیار درگیری است.