لیکه یک زن فعال و ورزشکار در 2020 سالگی با شغل پرمشغله ای در منطقه ایمنی است. او بلافاصله در موج اول بهار XNUMX آلوده شد. پزشکان هنوز نمی دانند با این بیماری جدید و ناشناخته چه کنند. وقتی لیکه با ترس و تنگی نفس به مطب دکتر زنگ می زند، مجبور می شود از طریق تلفن نفس نفس بزند. پنومونی تشخیص از راه دور است. آغاز یک راه طولانی و دشوار.
من در اواسط ماه مارس به شدت بیمار شدم. سردرد بد، گلودرد و خستگی. چند روز بعد نفسم تنگ شد و تب هم گرفتم. آنقدر نفسم تنگ شده بود که شب برای هواگیری از پنجره آویزان شدم. من تنها زندگی می کنم و این خیلی ترسناک بود. شب جرات قفل کردن در را نداشت. پست پزشک عمومی نیز نمی دانست چه باید بکند. من مطلقاً هیچ انرژی نداشتم، مجبور شدم در پنج مرحله از پله ها بالا بروم. ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی مدام به من می گفتند که اگر تغییری رخ داد، باید دوباره تماس بگیرم. اما باز هم گفتند که نمی توانند کاری برای من بکنند. آنها هم نمی دانستند.
همه چیز متفاوت شد
پس از چند هفته شدت آن کاهش می یابد، اما لیکه به طور کامل بهبود نمی یابد. خستگی، تنگی نفس و سرگیجه ادامه دارد. با توجه به شلوغی محل کار و عدم حضور همکاران بیمار بیشتر، او همچنان سر کار می رود. از این گذشته، منطقه ایمنی و تیم بحران غور که لیکه برای آنها کار می کند در چشم طوفان هستند. او نسبت به آن احساس مسئولیت می کند. "شعار من این بود: اگر بتوانم، خواهم کرد، اما این برای من خوب نبود. با رفتن به رختخواب در ساعت هفت و به تعویق انداختن زندگی اجتماعی ام تا دسامبر دوام آوردم. بعدش اصلا انرژی نداشتم. در راه دوستم در جنوب، آنقدر حالم بد بود که نزدیک بود به گاردریل بیفتم. از آن لحظه به بعد همه چیز تغییر کرد.
سوختن
پزشک عمومی به فرسودگی شغلی اشاره می کند و هیچ ارتباطی با شکایاتی که تقریباً یک سال از زمان ابتلا به کرونا ادامه داشته است، ندارد. تنها در ماه فوریه بود که یک متخصص ریه به من گفت که کووید طولانی مدت وجود دارد و فیزیوتراپی را توصیه کرد. اما این اصلا کار نکرد. وضعیت من کمی بهتر شد، اما مطلقاً نمی توانستم این همه سر و صدا را تحمل کنم. من کاملاً بیش از حد تحریک شده و خسته شدم. اما قبل از اینکه واجد شرایط هر چیز دیگری باشم، مجبور شدم این درمان را امتحان کنم.»
عود
واکسیناسیون کاهش جدیدی را به همراه دارد. این مرا بیمار کرد. با همان گلایه های بعد از عفونت. اما من دیگر هرگز کرونا نمی خواهم، بنابراین به هر حال شات دوم را گرفتم. خوشبختانه در این مورد مشکل کمتری داشتم. در ماه اوت یک برنامه توانبخشی را در Beatrixoord UMCG شروع کردم. با وجود کابوس و بی خوابی، احساس می کردم دارم پیشرفت می کنم. و پس از آن شکست آمد. الان سه هفته است که نیستم و فقط تلفنی با هم تماس دارم. برای برخی از مربیگری از راه دور. اول باید قدرتم را به دست بیاورم. توصیه این است که شما فقط زمانی می توانید بهبود پیدا کنید که بتوانید کمی راه بروید.
عدم قطعیت می جوید
من با این عود روزهای سختی را می گذرانم. شروع کردم به کاوش عمیق تر در تحقیقات علمی که اکنون در حال انجام است. چون فقط نشستن روی کاناپه و انجام تقریبا هیچ کاری برای من خیلی سخت است. کارفرمای من تمام فضای مورد نیازم را در اختیار من قرار می دهد، اما البته باید کاری انجام داد. تا زمانی که برنامه توانبخشی را شروع کردم، همچنان از خانه کار می کردم. اما من به توصیه تیم توانبخشی خود این کار را متوقف کردم. نمی توانستم برنامه توانبخشی و سطح کم انرژی ام را با کار ترکیب کنم. اکنون که برنامه توانبخشی من متوقف شده است، آرام آرام دوباره در حال رشد هستم. همچنین باعث ناامنی شما می شود. آیا همه آن شکایات مربوط به کووید طولانی است؟ هیچ کس نمی تواند با قطعیت در مورد آن چیزی بگوید. بسیاری از ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی فقط در حد متوسط مطلع هستند. این عدم قطعیت آزاردهنده است.