عفونت کرونا می تواند بدون توجه بیاید و از بین برود، اما می تواند ردپایی از ویرانی را نیز به جا بگذارد. دو بیمار سابق کرونا (نور، 22 ساله و سوس، 59 ساله) در مورد اینکه چگونه با سلامتی خود (کووید طولانی مدت) و غم و اندوه خود بیش از یک سال پس از ابتلا به کرونا دست و پنجه نرم می کنند، صحبت می کنند و همچنان به راه خود ادامه می دهند.
داستان نور (22)
زندگی نروژی بر اثر عفونت کرونا زیر و رو شد. او درس می خواند و از زندگی لذت می برد. در موج دوم، او یک ماشین را با شخصی که بعداً معلوم شد آلوده است، به اشتراک گذاشت. به زودی نور نیز به شدت بیمار شد. بعد از دو هفته استفراغ شروع شد. دیگر هیچ چیز نمی توانست آنها را در خود نگه دارد.
"به اندازه کافی شگفت انگیز، با وجود تمام استفراغ ها، بهبود یافتم و به عملکرد خود ادامه دادم. پدر و مادرم به شدت نگران بودند، اما امیدوارم اوضاع بهتر شود. در دسامبر من سقوط کردم. در بیمارستان به من لولهکشی میدادند، زیرا البته از همه چیز با کمبود جدی مواجه شده بودم.» معلوم شد که نور مدت زیادی کووید دارد.
میوه و سوپ را فشار دهید
او تمام تلاش خود را کرد، به تحصیل ادامه داد و مدرک لیسانس خود را در مارس 2020 دریافت کرد. روز بعد همه چیز دوباره اشتباه شد. پذیرش در بیمارستان خوشبختانه، او اجازه یافت در خانه با تغذیه لوله بهبود یابد. ماه ها بعد نور قدرت خود را به دست آورد. او اکنون با میوه فشرده و کمی سوپ زندگی می کند: خیلی کم است، اما بدنش به سادگی به غذا عادت کرده است. او به زودی چندین بار در روز استفراغ می کند.
من یک سال است که یک وعده غذایی معمولی نخورده ام. این بر زندگی اجتماعی من تأثیر می گذارد. این مدتی فعال است، اما من اکنون غذا خوردن در بیرون از خانه یا نوشیدنی با دوستان را متفاوت تجربه می کنم. من متوجه شده ام که خوردن و نوشیدن در واقع چقدر اجتماعی است. دلم برای این سرگرمی خیلی تنگ شده است.»
موقعیت
چگونه او این را حفظ می کند؟
«خواب زیاد کمک می کند. من انرژی کمتری دارم، اما همچنان انگیزه زیادی دارم. علیرغم همه چیز، اکنون تمرکزم را روی مدرک کارشناسی ارشدم گذاشته ام. من شبکه خوبی دارم دوستان و خانوادهام مرتب به من سوت میزنند.»
پزشکان هنوز نمی دانند با کووید طولانی چه کنند، اما هیپنوتیزم درمانی را به نور توصیه می کنند.
به عبارت ساده، این ممکن است یک پیوند ناخودآگاه شکسته بین مغز و معده من را برطرف کند. من همچنین به یک متخصص تغذیه مراجعه می کنم تا ببینم بدون آن همه استفراغ چه چیزی می توانم بخورم.
نور آینده را مثبت می بیند: «من اصلاً این محدودیت را در آینده در نظر نمی گیرم. من هنوز از زندگی لذت می برم و می خواهم هر روز چیزی از آن بسازم. ساده لوح؟ قبل از کرونا، من به زندگی خود یک عدد 8 بزرگ دادم.
داستان سوس (59)
سوس (نام واقعی او به دلایل حفظ حریم خصوصی نیست) به تازگی در مراقبت های بهداشتی به عنوان دستیار مراقبت کار کرده بود که به کرونا مبتلا شد. در آن موج اول تجهیزات حفاظتی کمی وجود داشت، او کاری را که باید انجام می شد انجام داد. تا اینکه به دلیل، احتمالاً در آن زمان، کرونا بسیار بیمار شد. به زودی شوهر و یکی از فرزندانش نیز بیمار شدند. فرزندش بهبود یافت، حال شوهرش وخیم شد و ماه ها در آی سی یو برای زندگی خود مبارزه کرد. در نهایت او همانجا درگذشت.
«بعد از ماههایی که زندگی ما حول آیسییو چرخید، ناگهان او دیگر آنجا نبود. تقریباً هیچ چیز در مراسم خاکسپاری مجاز نبود، قوانین بسیار سختگیرانه بود. با این حال، زیبا بود.»
شکایات طولانی مدت
با این حال، سوس نتوانست روند سوگواری را آغاز کند. قرنطینه و مقررات منع رفت و آمد به اشتراک گذاشتن فقدان با خانواده و دوستان را غیرممکن کرد. در آن تنهایی، او همچنین باید از عواقب عفونت کرونا که نادیده گرفته شده بود، بهبود می یافت.
هنوز احساس تنگی نفس و خستگی زیادی می کردم. معلوم شد که من تمام علائم کووید طولانی مدت (مجموعه شکایات طولانی مدت پس از عفونت کرونا - ed) را داشتم. به نظر می رسد شایع است، اما هیچ درمان واقعی وجود ندارد. خود پزشکان اطلاعات کمی در مورد آن دارند.»
"محیط من اکنون 15 ماه است که تغییر کرده است، اما من نه. در ذهنم هنوز در آن موج اول ترسناک هستم.»
ترس در آن نهفته است
اکنون که همه چیز دوباره برای مدت طولانی آرام شده است، سوس متوجه می شود که نمی تواند به سادگی نخ را بردارد. "من خیلی عقب افتاده ام. به نظر می رسد همه همراه با «همه گیری» رشد کرده اند. محیط من الان 15 ماهه تغییر کرده ولی من نه. در ذهنم هنوز در آن موج اول ترسناک هستم. من می دانم که در حال حاضر واکسن، ماسک صورت و غیره وجود دارد. اما ترس، آدرنالین، هنوز در بدن من است. من برای همیشه روشن هستم و نمیتوانم کلید خاموش را پیدا کنم.»
تنهایی
روند سوگواری نیز دشوار است. مهم نیست چقدر همه با من مهربان هستند، من احساس می کنم سوراخ بزرگی است. نمی توان توضیح داد که من و فرزندانم در آن دوره ICU چه چیزی را تحمل کردیم. و سپس آن گناه بالاخره من ویروس را به خانه آوردم. همه اینها خیلی احساس تنهایی می کند.» او سعی می کند به سر کار خود برگردد، اما این یک تقابل است. "همه چیز از کار من شروع شد: آنجا چیزی را برداشتم که به قیمت جان شوهرم تمام شد و زندگی و سلامتم را از بین برد."
وضعیت مالی او نیز به طور قابل توجهی بدتر شده است. او نمی تواند از دست دادن درآمد شوهرش را به تنهایی جبران کند. "کوچکترین من اکنون به دانشگاه می رود. آنچه را که ما توانستیم به بزرگتر بدهیم، او اکنون باید قرض کند. درد داره من هم می ترسم شغلم را از دست بدهم. ادغام مجدد برای من سخت است.
سوس خودش را ایستاده نگه می دارد و به اراده ادامه می دهد
"من به خوبی از خودم مراقبت می کنم. این کمی کمک می کند، اگرچه دیگران می گویند: "تو خوب به نظر می آیی، من مطمئن هستم که خوب کار می کنی." اما راه بازگشت زمان زیادی خواهد برد. من فقط ادامه می دهم، تسلیم شدن هرگز به کسی کمک نکرده است. زندگی من از 9 به 3 یا 4 رسیده است. اما من از 0 آمده ام. هر روز یک است. من فقط خیلی به جلو نگاه نمی کنم.»
برای شکایات طولانی مدت کرونا کمک بگیرید
آیا از شکایات طولانی مدت کرونا رنج می برید؟ این موضوع را با پزشک خود در میان بگذارید. اگر شکایات بیش از سه ماه ادامه داشت، می توانید: ثبت نام در C-support.